تبليغاتX
کارشناسی ابتدایی آموزش و پرورش رباط کریم

کارشناسی ابتدایی آموزش و پرورش رباط کریم
 
قرآن (3 ساعت)، تعليمات ديني و اخلاق(2 ساعت)، زبان و ادبيات فارسي(5 ساعت)، مطالعات اجتماعي و آداب زندگي(3ساعت)، رياضيات(4 ساعت)، علوم تجربي(2 ساعت)، هنر(2 ساعت)، سلامت و تربيت‌بدني(2 ساعت)، تفكر و پژوهش(1ساعت) و كار و فناوري(1 ساعت) دروس تعيين شده براي پايه ششم در اين مصوبه است كه جمعاً 25 ساعت مي‌باشد و يك ساعت از درس قرآن به صورت تجميعي براي تقويت روخواني و روانخواني و انس با قرآن اختصاص مي‌يابد.
 

 

سال تحصيلي

دوره تحصيلي

پايه

92-91

93-92

94-93

95-94

96-95

97-96

98-97

ابتدايي

سه ساله اول

1

 

 

 

 

 

 

 

2

×

 

 

 

 

 

 

3

 

×

 

 

 

 

 

سه ساله دوم

4

 

 

×

 

 

 

 

5

 

 

 

×

 

 

 

6

×

 

 

 

 

 

 

متوسطه

متوسطه اول

7

 

×

 

 

 

 

 

8

 

 

×

 

 

 

 

9

 

 

 

×

 

 

 

متوسطه دوم

10

 

 

 

 

×

 

 

11

 

 

 

 

 

×

 

12

 

 

 

 

 

 

×

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 7:38 قبل از ظهر ] [ علی شاهبداقی ]

 

بنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفيل بطرز عجيب و بي سابقه ‏اى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏ 
بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏ 
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏ 
اى نجل خليل خانه خود خانه تست

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است

شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند.

علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود بهمين مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مينويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت.

يا اهل بيت المصطفى النبى‏ 
خصصتم بالولد الزكى‏ 
ان اسمه من شامخ العلى‏ 
على اشتق من العلى

و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه بوسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگاميكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود ميداد گفت خذه فانه حيدرة و بهمين جهت آنحضرت در غزوه خيبر بمرحب پهلوان معروف يهود فرمود: 
انا الذى سمتنى امى حيدرة 
ضرغام اجام و ليث قسورة

على عليه السلام هنگام بعثت

سبقتكم الى الاسلام طفلا صغيرا ما بلغت اوان حلمى

 

پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم از دوران جوانى غالبا از اجتماع پليد آنروز كناره گرفته و بطور انفراد بتفكر و عبادت مشغول بود و در نظام خلقت و قوانين كلى طبيعت و اسرار وجود مطالعه ميكرد،چون به چهل سالگى رسيد در كوه حرا كه محل عبادت و انزواى او بود پرتوى از شعاع ابديت ضمير او را روشن ساخته و از كمون خلقت و اسرار آفرينش دريچه‏اى بر خاطر او گشوده گرديد،زبانش بافشاى حقيقت گويا گشت و براى ارشاد و هدايت مردم مأمور شد.محمد صلى الله عليه و آله و سلم از آنچه ميديد بوى حقيقت ميشنيد و هر جا بود جستجوى حقيقت ميكرد،در دل خروشى داشت و در عين حال زبان بخاموشى كشيده بود ولى سيماى ملكوتيش گوياى اين مطلب بود كه:

در اندرون من خسته دل ندانم چيست‏
كه من خموشم و او در فغان و در غوغا است

مگر گاهى راز خود بخديجه ميگفت و از غير او پنهان داشت خديجه نيز وى را دلدارى ميداد و يارى ميكرد.چندى كه بدين منوال گذشت روزى در كوه‏حرا آوازى شنيد كه (اى محمد بخوان) !

چه بخوانم؟گفته شد:

اقرا باسم ربك الذى خلق،خلق الانسان من علق،اقرا و ربك الاكرم،الذى علم بالقلم،علم الانسان ما لم يعلم...

اما انتشار چنين دعوتى بآسانى ممكن نبود زيرا اين دعوت با تمام مبانى اعتقادى قوم عرب و ساير ملل مخالف بوده و تمام مقدسات اجتماعى و دينى و فكرى مردم دنيا مخصوصا نژاد عرب را تحقير مينمود لذا از دور و نزديك هر كسى شنيد پرچم مخالفت بر افراشت حتى اقرباء و نزديكان او نيز در مقام طعن و استهزاء در آمدند.در تمام اين مدت كه حيرت و جذبه الهى سراپاى وجود مبارك آنحضرت را فرا گرفته و بشكرانه اين موهبت عظمى بدرگاه ايزد متعال سپاسگزارى و ستايش مينمود چشمان درشت و زيباى على عليه السلام او را نظاره ميكرد و از همان لحظه اول كه از بعثت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم آگاه گرديد با اينكه ده ساله بود با سلام گرويده و مطيع پيغمبر شد و اولين كسى است از مردان كه به آنحضرت گرويده است و اين مطلب مورد تصديق تمام مورخين و محدثين اهل سنت ميباشد چنانكه محب الدين طبرى در ذخائر العقبى از قول عمر مى‏نويسد كه گفت:

كنت انا و ابو عبيدة و ابوبكر و جماعة اذ ضرب رسول الله (ص) منكب على بن ابيطالب فقال يا على انت اول المؤمنين ايمانا و انت اول المسلمين اسلاما و انت منى بمنزلة هارون من موسى. 

من با ابو عبيدة و ابوبكر و گروهى ديگر بودم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بشانه على بن ابيطالب زد و فرمود يا على تو از مؤمنين،اولين كسى هستى كه ايمان آوردى و تو از مسلمين اولين كسى هستى كه اسلام اختيار كردى و مقام و نسبت تو بمن مانند مقام و منزلت هارون است بموسى.

جايگاه على در قرآن در رابطه با پيامبر (ص)

در سال نهم پس از هجرت پيامبر،گروهى به نمايندگى از نصاراى نجران يمن به مدينه آمدند تا راجع به اسلام از پيامبر (ص) سؤالهايى بكنند و با او درباره دين به احتجاج پردازند .و ميان آنان با پيامبر بحث و گفتگويى شد كه پيامبر در اين گفتگو موضع مثبت اسلام را نسبت به حضرت مسيح و تعليمات او بيان كرد.و ليكن آنان در موضع منفى خود نسبت به تعليمات اسلامى پافشارى كردند.آن گاه وحى نازل شد و پيامبر را مأمور به مباهله با آنان ساخت .مباهله نفرين كردن دو گروه متخاصم است تا بدان وسيله خداوند بر آن كه باطل است عذابش را نازل كند:?هر كس پس از روشن شدن جريان با تو مجادله كند.بگو بياييد فرزندان و زنان و نزديكان خود را گرد آوريم،لابه و زارى كنيم و لعنت خدا را نثار دروغگويان گردانيم? (1) .

پيامبر (ص) به دليل مأموريتى كه داشت دچار زحمت شد و آن گروه مسيحى را به مباهله دعوت كرد.نيشابورى در تفسير:غرائب القرآن و عجائب الفرقان خود،مطلب زير را نقل كرده است:?پيامبر به آنان فرمود:خداوند مرا مأمور كرده است كه اگر پذيراى برهان نشديد با شما مباهله كنم،گفتند اى ابو القاسم!ما باز مى‏گرديم و درباره كار خود با هم مشورت مى‏كنيم،آن گاه به نزد تو مى‏آييم.و چون بازگشتند به شخص دوم هيأت نمايندگى كه مردى كاردان و با تدبير بود گفتند:اى عبد المسيح!نظر تو چيست؟اوگفت:به خدا قسم اى جمعيت نصارا شما دانستيد كه محمد پيامبرى است فرستاده از جانب خدا.و براستى سخن قاطع را درباره صاحبتان مسيح براى شما بيان كرد.و به خدا سوگند،هرگز قومى با پيامبرى مباهله نكرد مگر آن كه بزرگ و كوچك آنان از ميان رفتند.و شما اگر اين كار را بكنيد بيچاره مى‏شويد!اگر خوش نداريد،در موضع خود بايستيد و بر دين خود پافشارى ورزيد و اين مرد را به حال خود واگذاريد و به شهرهاى خود باز گرديد.

هيأت نمايندگى مسيحيان به حضور پيامبر (ص) آمد،ديدند او براى مباهله بيرون آمده است در حالى كه عبايى از موى سياه بر دوش داشت؛حسين (ع) در آغوش آن حضرت بود و دست حسن (ع) را در دست داشت و فاطمه (ع) در پى او حركت مى‏كرد،على (ع) نيز پشت سر فاطمه حركت مى‏كرد،و پيامبر (ص) به آنها مى‏گفت هر وقت من دعا كردم شما آمين بگوييد.اسقف نجران رو به همراهان كرد و گفت:اى گروه نصارا!من چهره‏هايى را مى‏بينم كه اگر دست به دعا بردارند و از خداوند بخواهند كه كوه را از جا بكند،فورا خواهد كند!پس با او مباهله مكنيد كه هلاك مى‏شويد و بر روى زمين تا روز قيامت يك مسيحى باقى نخواهد ماند.سپس،رو به پيامبر كردند و گفتند:اى ابو القاسم!تصميم ما اين است كه با تو مباهله نكنيم...?

طبرى در تفسير خود از چندين طريق نقل كرده است كه پيامبر خدا (ص) على،فاطمه،حسن و حسين را در داستان مباهله به همراه خود آورده بود

و در صحيح مسلم از سعد بن ابى وقاص روايت شده است كه چون اين آيه نازل شد:?بياييد فرزندان و...خود را گرد آوريم?پيامبر خدا (ص) على،فاطمه،حسن و حسين را طلبيد و گفت:بارلها اينان اهل بيت منند?  .خداوند پيامبرش را مأمور كرده بود تا به هيأت نمايندگى نجران بگويد:?بيائيد فرزندان،زنان و نزديكان خود را گرد آوريم...?براى اطاعت اين فرمان پيامبر حسنين را حاضر كرد كه پسران دختر او و در حقيقت فرزندان او بودند؛فاطمه را به حضور خواست كه او برجسته‏ترين زنان از اهل بيت رسول بود.و ليكن چرا به همراه آنان على را آورده بود كه نه از پسران پيامبر است و نه از زنان او؟

براى على در آيه مباركه جايى نيست،مگر اين كه داخل در فرموده خداى متعال?انفسنا?باشد .براستى كه بردن على دليل بر اين است كه پيامبر خدا او را به منزله خود به حساب مى‏آورد و اگر پيامبر خدا او را چنين به حساب مى‏آورد پس،در حقيقت او را در ميان همه مسلمانان ممتاز دانسته است.پيامبر خدا در موارد مختلفى صريحا مى‏فرمود:على از من است و من از اويم.و حبشى بن جناده روايت كرده است كه او خود از پيامبر خدا شنيد كه مى‏فرمود:?على از من است و من از او و كسى از جانب من كارى را انجام نمى‏دهد بجز على.?

اميرالمؤمنين على عليه السلام در يك نگاه

كنيه على (ع)

آن حضرت را به دو كنيه ابو الحسن و ابو الحسين ناميده‏اند.امام حسن (ع) در حيات پيامبر پدرش را با كنيه ابو الحسين و امام حسين (ع) او را با كنيه ابو الحسن مى‏خوانده‏اند.پيامبر نيز وى را با هر دوى كنيه‏ها خطاب مى‏كرده است.چون پيامبر وفات يافت على (ع) را به اين دو كنيه صدا مى‏كردند.يكى ديگر از كنيه‏هاى على (ع) ،ابو تراب است كه آن را پيامبر برگزيده و بر وى اطلاق كرده بود.

در استيعاب نقل شده است:?به سهل بن سعد گفته شد:حاكم مدينه مى‏خواهد تو را وادارد تا بر فراز منبر،على را دشنام گويى.سهل پرسيد:چه بگويم؟گفت:بايد على را با كنيه ابو تراب خطاب كنى.سهل پاسخ داد:به خدا سوگند جز پيامبر كسى على را بدين كنيت،نامگذارى نكرده است. پرسيد:چگونه‏اى ابو العباس؟جواب داد:على (ع) نزد فاطمه رفت و آن‏گاه بيرون آمد و در حياط مسجد دراز كشيد و به خواب رفت.پس از او،پيغمبر (ص) پيش فاطمه آمد و از او پرسيد:پسر عمويت كجاست؟فاطمه گفت:اينك او در مسجد آرميده است.پيامبر به صحن مسجد آمد و على را ديد كه ردايش بر پشت مباركش افتاده و پشتش خاك آلود شده است.پيامبر با دست‏شروع به پاك كردن خاك از پشت على كرد و فرمود:بنشين اى ابو تراب!به خدا سوگند جز پيامبر كسى او را بدين نام،نخوانده است.و قسم به خدا در نظر من هيچ اسمى از اين نام دوست داشتنى‏تر نيست.?

نسايى در خصايص از عمار بن ياسر نقل كرده است كه گفت:?من و على بن ابيطالب (ع) در غزوه عشيره از قبيله ينبع با يكديگر بوديم.تا آنجا كه عمار گفت:سپس خواب هر دوى ما را فرا گرفت، من و على به راه افتاديم تا آنكه در زير سايه نخلها و روى زمين خاكى و بى گياه آرميديم.سوگند به خدا كه جز پيامبر كسى ما را از خواب بيدار نكرد.او با پايش ما را تكان مى‏داد و ما به خاطر آنكه روى زمينى خاكى دراز كشيده بوديم،به خاك آلوده شديم.در آن روز بود كه پيغمبر (ص) به على (ع) فرمود.تو را چه مى‏شود اى ابو تراب؟چرا كه پيامبر آثار خاك را بر على (ع) مشاهده كرده بود.?

البته ممكن است كه اين واقعه چند بار اتفاق افتاده باشد.در روايتى ديگر آمده است:چون پيامبر على را در سجده ديد در حالى كه خاك بر چهره‏اش نشسته و يا آنكه گونه‏اش خاك آلود بوده به او فرمود:?ابو تراب!چنين كن‏?.

همچنين گفته شده است پيامبر با چنين كنيه‏اى،على (ع) را خطاب كرد.چرا كه گفت:اى على! نخستين كسى كه خاك را از سرش مى‏تكاند تويى.

على (ع) ،اين كنيه را از ديگر كنيه‏ها بيشتر خوش مى‏داشت.زيرا پيامبر وى را با همين كنيه خطاب مى‏كرد.دشمنان آن حضرت مانند بنى اميه و ديگران،بر آن حضرت به جز اين كنيه نام ديگرى اطلاق نمى‏كردند.آنان مى‏خواستند با گفتن ابو تراب،آن حضرت را تحقير و سرزنش كنند و حال آنكه افتخار على (ع) به همين كنيه بود.دشمنان على،به سخنگويان دستور داده بودند تا با ذكر كنيه ابو تراب بر فراز منابر،آن حضرت را مورد سرزنش قرار دهند و اين كنيه را براى او عيب و نقصى قلمداد نمايند.چنان كه حسن بصرى گفته است،گويا كه ايشان با استفاده از اين عمل،لباسى پر زيب و آرايه بر تن آن حضرت مى‏پوشاندند.چنان كه جز نام ترابى و ترابيه بر پيروان امير المؤمنين (ع) اطلاق نمى‏كردند.بدان گونه كه اين نام،تنها بر شيعيان على (ع) اختصاص يافت.

كميت مى‏گويد:

گفتند رغبت و دين او ترابى است من نيز به همين وسيله در بين آنان ادعا كنم و به اين لقب مفتخر مى‏شوم.

هنگامى كه كثير غرة گفت:جلوه آل ابو سفيان در دين روز طف و جلوه بنى مروان در كرم و بزرگوارى روز عقر بود،يزيد بن عبد الملك به او گفت:نفرين خدا بر تو باد!آيا ترابى و عصبيت؟!در اين باره مؤلف در قصيده‏اى سروده است:

به نام دو فرزندت،مكنى شدى و نسل رسول خدا در اين دو فرزند به جاى ماند پيامبر تو را بو تراب خواند دشمنان آن را بر تو عيب مى‏شمردند و حال آنكه براى تو اين كنيه افتخارى بود

لقب على (ع)

ابن صباغ در كتاب فصول المهمه مى‏نويسد:لقب على (ع) ،مرتضى،حيدر،امير المؤمنين و انزع (و يا اصلع) (كسى كه اندكى از موى جلوى سرش ريخته باشد.) و بطين (كسى كه شكمش بزرگ است.) و وصى بود.آن حضرت به لقب اخير خود در نزد دوستان و دشمنانش شهره بود.در روز جنگ جمل جوانى از قبيله بنى ضبه از سپاه عايشه بيرون آمد و گفت:

ما قبيله بنى ضبه دشمنان على هستيم كه قبلا معروف به وصى بود على كه در عهد پيامبر شهسوار جنگها بود من نيز نسبت‏به تشخيص برترى على نابينا و كور نيستم اما من به خونخواهى عثمان پرهيزگار آمده‏ام زيرا ولى،خون ولى را طلب مى‏كند

و مردى از قبيله ازد در روز جمل چنين سرود:

اين على است و وصيى است كه پيامبر در روز نجوة با او پيمان برادرى بست و فرمود او پس از من راهبر است و اين گفته را افراد آگاه در خاطر سپرده‏اند و اشقيا آن را فراموش كرده‏اند

زحر بن قيس جعفى در روز جمل گفت:

آيا بايد با شما جنگ كرد تا اقرار كنيد كه على در بين تمام قريش پس از پيامبر برترين كس است؟!

او كسى است كه خداوند وى را زينت داده و او را ولى ناميده است و دوست،پشتيبان و نگهدار دوست است،همچنان كه گمراه پيرو فرمان گمراهى ديگر است

زحر بن قيس نيز بار ديگر چنين سروده است:

پس درود فرستاد خداوند بر احمد (محمد (ص) )

فرستاده خداوند و تمام كننده نعمتها فرستاده پيام‏آورى و پس از او خليفه ما كسى كه ايستاده و كمك شده است منظور من على وصى پيامبر است كه سركشان قبايل با او در جنگ و ستيزند

اين زحر در جنگ جمل و صفين با على (ع) همراه بود.همچنان كه شبعث‏بن ربعى و شمر بن ذى الجوشن ضبابى در جنگ صفين در ركاب آن حضرت بودند.اما بعدا با حسين (ع) در كربلا به جنگ برخاستند و فرجام شومى را براى خود برجاى گذاشتند.

كميت مى‏گويد:

كثير نيز مى‏گويد:وصى و پسر عموى محمد مصطفى و آزاد كننده گردنها و ادا كننده دين‏ها

همچنين آن حضرت به نام پادشاه مؤمنين و پادشاه دين(يعسوب المؤمنين و يعسوب الدين)نيز ملقب بوده است.

روايت كرده‏اند كه پيامبر به على (ع) فرمود:تو پادشاه دينى و مال پادشاه ظلمت و تاريكى است.

در روايت ديگرى آمده است:اين (على) پادشاه مؤمنان و پيشواى كسانى است كه در روز قيامت‏با چهره‏هايى نورانى در حجله‏ها نشسته‏اند.

ابن حنبل در مسند و قاضى ابو نعيم در حلية الاوليا اين دو روايت را نقل كرده‏اند.در تاج العروس معناى لغوى يعسوب ذكر شده و آمده است (ملكه كندوى زنبور عسل).على (ع) فرمود:من پادشاه مؤمنانم و مال پادشاه كافران است.يعنى مؤمنان به من پناه آورند و كافران از مال و ثروت پناه مى‏جويند.چنان كه زنبور به ملكه خود پناه مى‏برد و آن ملكه بر همه زنبوران مقام تقدم و سيادت دارد.

دربان على (ع)

در كتاب فصول المهمة ذكر شده كه دربان آن حضرت،سلمان فارسى (رض) بوده است.

شاعر على (ع)

همچنين در فصول المهمه گفته شده كه شاعر آن حضرت،حسان بن ثابت‏بوده است.در اينجا اضافه مى‏كنم كه شاعر آن حضرت در جنگ صفين،نجاشى و اعور شنى و كسان ديگرى غير از اين دو تن بوده‏اند.

نقش انگشتر على (ع)

سبط بن جوزى در كتاب تذكرة الخواص نوشته است:نقش انگشترى آن حضرت عبارت‏?خداوند فرمانروا،على بنده اوست‏? (الله الملك على عبده) بوده است.همچنين وى مى‏نويسد:آن حضرت انگشترى را در انگشتان دست راست‏خود مى‏كرده است و حسن و حسين (ع) نيز چنين مى‏كرده‏اند.

ابو الحسن على بن زيد بيهقى معروف به فريد خراسان در كتاب خود موسوم به صوان الحكمه كه به نام تاريخ حكماى اسلام مشهور است در ذيل شرح زندگانى يحيى نحوى ديلمى ملقب به بطريق،چنين مى‏گويد:? يحيى فيلسوف و ترساكيش بود و عامل امير المؤمنين (ع) در نظر داشت تا وى را از فارس بيرون براند.يحيى نيز ماجراى خود را براى على (ع) نگاشت و از آن حضرت درخواست امان كرد.محمد بن حنفيه،به فرمان على (ع) امان نامه‏اى براى يحيى نوشت كه من آن امان نامه را در دست‏حكيم ابو الفتوح مستوفى نصرانى طوسى مشاهده كردم.توقيع على (ع) با خط خود آن حضرت و با عبارت ?الله الملك و على عبده‏? (خداوند فرمانروا و على بنده اوست.) در پاى اين مكتوب موجود بود.سبط بن جوزى اين عبارت را به عنوان نقش انگشترى آن حضرت دانسته ولى مطابق با نقل بيهقى اين توقيع به دست‏حضرت نوشته شده است و بعيد نيست كه گفته بيهقى متين‏تر باشد.?

همچنين احتمال دارد كه آن حضرت نامه‏ها را چنين امضا مى‏كرده و سپس همان عبارت را بر نگين انگشترى نقش زده است.ابن صباغ در كتاب فصول المهمه فى معرفة الائمه گويد:?اسندت ظهرى الى الله‏? (پشت من به خداوند متكى است) نقش نگين آن حضرت بوده است.عده‏اى ديگر نقش نگين آن حضرت را?حسبى الله‏?ذكر كرده‏اند.كفعمى نيز در مصباح گويد:نقش نگين انگشترى آن حضرت‏?الملك لله الواحد القهار?بوده است.البته بعيد نيست كه آن حضرت داراى چند انگشترى با نقوش متعدد بوده است

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 7:21 قبل از ظهر ] [ علی شاهبداقی ]

 ولادت باسعادت ام ابيها،حضرت فاطمه زهرا(س) برتمامي شيعيان جهان مبارك 


1. در يكى‌ از روزها ، صبحگاهان‌ امام‌ على‌ (ع‌) فرمود : فاطمه‌ جان‌ آيا غذايى‌ دارى‌ تا از گرسنگى‌ بيرون‌ آيم‌ ؟ پاسخ‌ دادند : نه‌ ، به‌ خدايى‌ كه‌ پدرم‌ را به‌ نبوت‌ و شما را
به‌ امامت‌ برگزيد سوگند ، دو روز است‌ كه‌ در منزل‌ غذاى‌ كافى‌ نداريم‌ و در اين‌ مدت‌ شما را بر خود و فرزندانم‌ در طعام‌ ترجيح‌ دادم‌ .
امام‌ (ع‌) با تأسف‌ فرمودند : فاطمه‌ جان‌ چرا به‌ من‌ اطلاع‌ ندادى‌ تا به‌ دنبال‌ تهيه‌ غذا بروم‌ ؟ حضرت‌ زهرا (ع‌) فرمودند : اى‌ اباالحسن‌ ، من‌ از پروردگار خود حيا مى‌كنم‌
كه‌ چيزى‌ را كه‌ تو بر آن‌ توان‌ و قدرت‌ ندارى‌ ، درخواست‌ نمايم‌ .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 59)

 
2. كسى‌ كه‌ عبادتهاى‌ خالصانه‌ خود را به‌ سوى‌ خدا فرستد ، پروردگار بزرگ‌ بهترين‌ مصلحت‌ او را به‌ سويش‌ فرو خواهد فرستاد .
(بحار الانوار ، ج‌ 70 ، ص‌ 249)

 
3. پاداش‌ خوشرويى‌ در برابر مؤمن‌ بهشت‌ است‌ ، و خوشرويى‌ با دشمن‌ ستيزه‌ جو ، انسان را از عذاب‌ آتش‌ باز مى‌دارد .
(بحار الانوار ، ج‌ 75 ، ص‌ 401)

 
4. حضرت‌ فاطمه‌ سلام‌ الله‌ عليها به‌ پدر گرامى‌شان‌ عرض‌ كردند : اى‌ رسول‌ خدا زنان قريش‌ به‌ منزل‌ من‌ وارد شدند و گفتند : پيامبر تو را همسر كسى‌ قرار داد كه‌
سرمايه‌اى‌ ندارد . رسول‌ اكرم‌ صلى‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ در جواب‌ فرمودند : قسم‌ به‌ خدا دخترم‌ ، در خيرخواهى‌ تو كوتاهى‌ نكرده‌ام‌ كه‌ تو را به‌ اولين‌ مسلمان‌ و عالمترين‌ و
بردبارترين‌ اشخاص‌ تزويج‌ نموده‌ام‌ .
دخترم‌ ، همانا خداى‌ عزوجل‌ نگاهى‌ به‌ زمين‌ افكند و از اهل‌ آن‌ دو نفر را برگزيد ، كه‌ يكى‌ از آن‌ دو را پدرت‌ و ديگرى‌ را شوهرت‌ قرار داد .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 133)
 
5. ما اهل‌ بيت‌ رسول‌ خدا ، وسيله‌ ارتباط خدا با مخلوقات‌ و برگزيدگان‌ خداييم‌ ، ما جايگاه‌ پاك‌ خدا و دليلهاى‌ روشن‌ او و وارثان‌ پيامبران‌ الهى‌ مى‌باشيم‌ .
(شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ لابن‌ ابي‌ الحديد ، ج‌ 16 ، ص‌ 211)

 
6. خداوند اطاعت‌ و پيروى‌ از ما اهل‌ بيت‌ (ع‌) را سبب‌ برقرارى‌ نظم‌ اجتماعى‌ در امت‌ اسلامى‌ ، و امامت‌ و رهبرى‌ ما را عامل‌ وحدت‌ و در امان‌ ماندن‌ از تفرقه‌ها
قرار داده‌ است‌ .
(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ايران‌ : انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)

 
7  پيامبر (ص‌) و على‌ (ع‌) دو پدر امت‌ اسلام‌ مى‌باشند ، كه‌ اگر مردم‌ از آنان‌ پيروى كنند ، كجى‌ها و انحرافاتشان‌ را اصلاح‌ نموده‌ و آنها را از عذاب‌ جاويدان‌ نجات‌
مى‌دهند ، و اگر همراه‌ و ياورشان‌ باشند نعمتهاى‌ هميشگى‌ خداوندى‌ را ارزانيشان‌ مى‌دارند .
(بحار الانوار ، ج‌ 23 ، ص‌ 259)

 
8. از حضرت‌ فاطمه‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) روايت‌ شده‌ كه‌ رسول‌ خدا فرمودند : امام همچون‌ كعبه‌ است‌ كه‌ بايد به‌ سويش‌ روند ، نه‌ آنكه‌ ( منتظر باشند تا ) او به‌
سوى‌ آنها بيايد .
(بحار الانوار ، ج‌ 36 ، ص‌ 353)

 
9. همانا خوشبت‌ حقيقى‌ كسى‌ است‌ كه‌ على‌ ( عليه‌ السلام‌ ) را دوست‌ بدارد .
(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هيثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)

 
10. كسى‌ كه‌ پس‌ از خوردن‌ غذا ، با دستى‌ آلوده‌ و چرب‌ بخوابد ، هيچ‌ كس‌ جز خودش‌ را سرزنش‌ ننمايد .
(كنز العمال‌ ، ج‌ 15 ، ص‌ 242 ، ح‌ 40759)

 
11. اما حقانيت‌ من‌ در مالكيت‌ فدك‌ ، همانا خداوند بزرگ‌ آيه‌ " آت‌ ذاالقربى‌ حقه‌ " را وقتى‌ در قرآن‌ كريم‌ بر رسول‌ خدا نازل‌ فرمود ، من‌ و فرزندانم‌ نزديكترين‌ مردم‌ به‌ پيامبر ( صلى‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ ) بوديم‌ ، پس‌ رسول‌ خدا فدك‌ را به‌ من‌ و فرزندانم‌ هديه‌ فرمود .
(مستدرك‌ الوسايل‌ ، ج‌ 7 ، ص‌ 291)

 
12. براى‌ مؤمن‌ ، خرما هديه‌ خوبى‌ است‌ .
(كنز العمال‌ ، ج‌ 12 ، ص‌ 339 ، ح‌ 35305)

 
13. حضرت‌ فاطمه‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) فرمود : وقتى‌ آيه‌ 63 سوره‌ نور نازل‌ شد كه‌ :
" اى‌ مسلمانان‌ ، رسول‌ خدا را آن‌ گونه‌ كه‌ همديگر را مى‌خوانيد ، صدا نكنيد "
ترسيدم‌ كه‌ رسول‌ خدا را با لفظ " اى‌ پدر " بخوانم‌ ، من‌ هم‌ مانند ديگران‌ پدر را با نام‌ " يا رسول‌ الله‌ " صدا زدم‌ . دو سه‌ بار كه‌ پدر را با اين‌ نام‌ خواندم‌ ، رو به‌ من‌ كرده‌ فرمودند : اى‌ فاطمه‌ ! اين‌ آيه‌ درباره‌ تو و خانواده‌ تو و نسل‌ تو نازل‌ نشده‌ است‌ ، فاطمه‌ جان‌ ، تو از منى‌ و من‌ از تو ، همانا اين‌ آيه‌ براى‌ ادب‌ كردن‌ آدم‌هاى‌ خشن‌ و درشت‌ خوهاى‌ قريش‌ ، انسان‌هاى‌ خودخواه‌ و متكبر ، نازل‌ شده‌ است‌ . دخترم‌ تو با جمله‌ " پدر جان‌ " خطاب‌ كن‌ كه‌ مايه‌ حيات‌ قلب‌ من‌ است‌ و خداوند را خوشنود مى‌كند .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 33)

 
14. مردى‌ نابينا از حضرت‌ فاطمه‌ ( عليها السلام‌ ) اذن‌ خواست‌ كه‌ داخل‌ خانه‌ شود .
فاطمه‌ ( عليها السلام‌ ) خود را از او مستور كرد . پيغمبر خدا ( صلى‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ ) به‌ فاطمه‌ فرمود : به‌ چه‌ سبب‌ خود را مستور كردى‌ و حال‌ اين‌ كه‌ اين‌ مرد نابينا تو را نمى‌بيند . حضرت‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) پاسخ‌ داد ، " اگر او مرا نمى‌بيند ، من‌ او را مى‌نگرم‌ ، و اگر چه‌ او نمى‌بيند اما بوى‌ زن‌ را استشمام‌ مى‌كند " . رسول‌ خدا پس‌ از شنيدن‌ سخنان‌ دخترش‌ فرمود : " شهادت‌ مى‌دهم‌ كه‌ تو پاره‌ تن‌ منى‌ " .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 91)

 
15.خداى‌ تعالى‌ ايمان‌ را براى‌ پاكيزگى‌ از شرك‌ قرار داد ، و نماز را براى‌ دورى‌ از تكبر و خودخواهى‌ .
(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ايران‌ : انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)

 
16. خداى‌ تعالى‌ زكات‌ را مايه‌ پاكى‌ جان‌ و فزونى‌ روزى‌ ، و روزه‌ را براى‌ پابرجايى‌ اخلاص‌ قرار داد .
(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ايران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)

 
17. خداى‌ تعالى‌ حج‌ را موجب‌ استحكام‌ ديانت‌ ، و عدالت‌ را مايه‌ وحدت‌ و هماهنگى‌ دلها قرار داد .
(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ايران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)

 
18. خداوند جهاد را موجب‌ عزت‌ و هيبت‌ اسلام‌ ، و صبر را وسيله‌ استحقاق‌ و شايستگى‌ پاداش‌ حق‌ تعالى‌ قرار داد .
(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ايران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)

 
19. خداوند امر به‌ معروف‌ را جهت‌ اصلاح‌ جامعه‌ واجب‌ فرمود .
(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ايران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 258)

 
20. خداى‌ تعالى‌ نيكى‌ به‌ پدر و مادر را واجب‌ فرمود تا از خشم‌ او در امان‌ بمانند ، و دستگيرى‌ از خويشان‌ را موجب‌ افزايش‌ عمر و سبب‌ فزونى‌ جمعيت‌ و قدرت‌ قرار داد .
(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ايران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 259)

 
21. خداى‌ تعالى‌ قصاص‌ را وسيله‌ حفظ جانها و وفاى‌ به‌ نذر را براى‌ رسيدن‌ به‌ مغفرت‌ و آمرزش‌ قرار داد .
(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ايران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 259)

 
22. خداى‌ تعالى‌ مراعات‌ كامل‌ وزن‌ و پيمانه‌ را براى‌ جلوگيرى‌ از كم‌ فروشى‌ ، و نهى‌ از شراب‌خوارى‌ را براى‌ پرهيز از پليدى‌ تشريع‌ نموده‌ است‌ .
(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ايران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 259)

 
23. خداى‌ تعالى‌ پرهيز از افترا و دشنام‌ را براى‌ دور شدن‌ از لعنت‌ واجب‌ فرمود و دزدى‌ را منع‌ كرد تا راه‌ عفت‌ پويند .
(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ايران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 259)

 
24. خداوند شرك‌ را حرام‌ فرمود تا به‌ اخلاص‌ طريق‌ بندگى‌ و يكتاپرستى‌ جويند ، " پس‌ چنانكه‌ بايد ، ترس‌ از خدا را پيشه‌ گيريد و جز مسلمان‌ نميريد " و آنچه‌ فرموده‌ است‌ به‌ جا آريد و خود را از آنچه‌ نهى‌ كرده‌ باز داريد كه‌ " تنها دانايان‌ از خدا مى‌ترسند .
(احتجاج‌ طبرسى‌ ، ايران‌ ، انتشارات‌ اسوه‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 259 - آل‌عمران‌ ، 101)

 
25. حضرت‌ فاطمه‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) در جواب‌ سلمان‌ كه‌ براى‌ فقيرى‌ تقاضاى‌ كمك‌ داشت‌ فرمود :
" اى‌ سلمان‌ ! سوگند به‌ خداوندى‌ كه‌ حضرت‌ محمد ( صلى‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ ) را به‌ پيامبرى‌ برگزيد ، سه‌ روز است‌ كه‌ غذا نخورده‌ايم‌ و فرزندانم‌ حسن‌ و حسين‌ ( عليهما السلام‌ ) از شدت‌ گرسنگى‌ بى‌قرارى‌ مى‌كردند و خسته‌ و مانده‌ به‌ خواب‌ رفته‌اند . اما من‌ نيكى‌ و نيكوكارى‌ را كه‌ درب‌ منزل‌ مرا كوبيده‌ است‌ ، رد نمى‌كنم‌ " .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 72)

 
26. پروردگارا ! بزرگا ! به‌ حق‌ پيامبرانى‌ كه‌ آنها را برگزيدى‌ و به‌ گريه‌هاى‌ حسن‌ و حسين‌ در فراق‌ من‌ ، از تو مى‌خواهم‌ گناهكاران‌ شيعيان‌ من‌ و شيعيان‌ فرزندان‌ مرا ببخشايى‌ .
(ذخائر العقبى‌ ، ص‌ 53 - كوكب‌ الدرى‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 196)

 
27. امام‌ حسن‌ مجتبى‌ ( عليه‌ السلام‌ ) فرمود : مادرم‌ فاطمه‌ ( عليها السلام‌ ) را ديدم‌ كه‌ شب‌ جمعه‌ تا صبح‌ مشغول‌ عبادت‌ و ركوع‌ و سجود بود ، و شنيدم‌ كه‌ براى‌ مؤمنين‌ دعا مى‌كرد و اسامى‌ آنان‌ را ذكر مى‌نمود و براى‌ آنان‌ بسيار دعا مى‌كرد ولى‌ براى‌ خودش‌ دعا نكرد ، پس‌ به‌ او عرض‌ كردم‌ : مادر ، چرا همان‌ طور كه‌ براى‌ ديگران‌ دعا كردى‌ براى‌ خودت‌ دعا نكردى‌ ، فرمودند : " پسرم‌ ، اول‌ همسايه‌ و سپس‌ خود و اهل خانه‌ " .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 81)

 
28. روزى‌ حضرت‌ فاطمه‌ ( عليها السلام‌ ) خطاب‌ به‌ حضرت‌ اميرالمؤمنين‌ ( عليه‌ السلام‌ ) فرمود :" على‌ جان‌ ! نزديك‌ بيا تا اطلاع‌ دهم‌ شما را از آنچه‌ در گذشته‌ اتفاق‌ افتاد و آنچه‌ در حال‌ به‌ وقوع‌ پيوستن‌ است‌ و آنچه‌ در آينده‌ رخ‌ خواهد داد تا روز قيامت‌ هنگامه‌ برپايى‌ رستاخيز عمومى‌ " .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 8)

 
29. حضرت‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) در رابطه‌ با دعاى‌ روز جمعه‌ از رسول‌ گرامى‌ اسلام‌ نقل‌ فرمودند كه‌ : در روز جمعه‌ ساعتى‌ است‌ كه‌ هر خواسته‌ خير و نيكويى‌ در آن‌ ساعت‌ به‌ اجابت‌ مى‌رسد . پرسيدم‌ : يا رسول‌ الله‌ كدام‌ ساعت‌ است‌ ؟ فرمودند : آنگاه‌ كه‌ نصف‌ خورشيد در افق‌ پنهان‌ شود .
(كنز العمال‌ ، ج‌ 7 ، ص‌ 766)

 
30. بهترين‌ شما كسانى‌ هستند كه‌ در برخورد با مردم‌ نرم‌تر و مهربان‌ترند و با همسرانشان‌ مهربان‌ و بخشنده‌اند .
(دلايل‌ الامامه‌ طبرى‌ ، ص‌ 7)

 
31. اگر روزه‌ ، زبان‌ و گوش‌ و چشم‌ و دست‌ و پاى‌ روزه‌دار را از ارتكاب‌ اعمال‌ ناپسند حفظ نكند ، روزه‌ را مى‌خواهد چه‌ كند ( و به‌ چه‌ دردش‌ مى‌خورد ) .
(مستدرك‌ الوسايل‌ ، ج‌ 7 ، ص‌ 366)

 
32. وقتى‌ امام‌ حسن‌ و امام‌ حسين‌ ( عليها السلام‌ ) مريض‌ شدند ، به‌ حضرت‌ على‌ ( عليها السلام‌ ) گفتند : چرابراى‌ سلامتى‌ دو فرزندت‌ نذر نمى‌كنى‌ ؟ ... پس‌ حضرت‌ فاطمه‌ ( عليها السلام‌ ) فرمود : " اگر فرزندانم‌ شفا يابند ، سه‌ روز براى‌ خدا جهت‌ شكرگزارى‌ روزه‌ خواهم‌ گرفت‌ " .
(بحار الانوار ، ج‌ 35 ، ص‌ 245)

 
33. آنچه‌ براى‌ زنان‌ نيكوست‌ اين‌ است‌ كه‌ ( بدون‌ ضرورت‌ ) مردان‌ نامحرم‌ را نبينند ، و نامحرمان‌ نيز آنها را ننگرند .
(بحار الانوار ، ج‌ 37 ، ص‌ 69)

 
34. اى‌ رسول‌ خدا ، سلمان‌ از سادگى‌ لباس‌ من‌ تعجب‌ نمود ، سوگند به‌ خدايى‌ كه‌ تو را مبعوث‌ فرمود ، مدت‌ پنج‌ سال‌ است‌ فرش‌ خانه‌ ما پوست‌ گوسفندى‌ است‌ كه‌ روزها بر روى‌ آن‌ شترمان‌ علف‌ مى‌خورد و شب‌ها بر روى‌ آن‌ مى‌خوابيم‌ ، و بالش‌ ما چرمى‌ است‌ كه‌ از ليف‌ خرما پر شده‌ است‌ .
(بحار الانوار ، ج‌ 8 ، ص‌ 303)

 
35. آن‌ لحظه‌اى‌ كه‌ زن‌ در خانه‌ خود مى‌ماند ، ( و به‌ امور زندگى‌ و تربيت‌ فرزند مى‌پردازد ) به‌ خدا نزديك‌تر است‌ .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 92)

 
36. به‌ او گفته‌ شد : اى‌ دختر رسول‌ خدا ، دستهايت‌ زخم‌ شده‌ است‌ ، خود را به‌ زحمت‌ مينداز ، در كنار شما خدمتكار منزلتان‌ فضه‌ ايستاده‌ است‌ ، كار منزل‌ را به‌ او واگذار ! حضرت‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) پاسخ‌ داد : " رسول‌ خدا ( صلى‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ ) به‌ من‌ سفارش‌ فرمود كه‌ كارهاى‌ خانه‌ را با فضه‌ تقسيم‌ كنم‌ ، يك‌ روز او كار كند و روز ديگر من‌ ، ديروز نوبت‌ او بود و امروز نوبت‌ من‌ است‌ " .
(الخرائج‌ و الجرائح‌ لقطب‌الدين‌ راوندى‌ ، ص‌ 530)

 
37. حضرت‌ على‌ و فاطمه‌ ( عليهما السلام‌ ) در تقسيم‌ وظ‌ايف‌ زندگى‌ زناشويى‌ از رسول‌ خدا ( صلى‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ ) راهنمايى‌ خواستند . فرمودند : كارهاى‌ داخل‌ منزل‌ را فاطمه‌ ( عليها السلام‌ ) و كارهاى‌ بيرون‌ منزل‌ را على‌ ( عليه‌ السلام‌ ) انجام‌ دهد . پس‌ حضرت‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) با خوشحالى‌ فرمود : " جز خدا كسى‌ نمى‌داند كه‌ از
اين‌ تقسيم‌ كار تا چه‌ اندازه‌ خوشحال‌ شدم‌ ، زيرا رسول‌ خدا مرا از انجام‌ كارهايى‌ كه‌ مربوط به‌ مردان‌ است‌ بازداشت‌ " .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 81)

 
38. حضرت‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) در لحظه‌هاى‌ واپسين‌ زندگى‌ ، پس‌ از وضو گرفتن‌ به‌ اسماء بنت‌ عميس‌ فرمود : " اى‌ اسماء ! عطر مرا همان‌ عطرى‌ كه‌ هميشه‌ مى‌زنم‌ ، و پيراهنى‌ را كه‌ هميشه‌ در آن‌ نماز مى‌گزارم‌ بياور و بر بالينم‌ بنشين‌ ، هرگاه‌ وقت‌ نماز شد مرا از خواب‌ بيدار كن‌ ، اگر بيدار شدم‌ كه‌ نماز مى‌گزارم‌ ، و اگر بيدار نشدم‌ كسى‌ را به‌ دنبال‌ على‌ ( عليه‌ السلام‌ ) بفرست‌ " .
(كشف‌ الغمه‌ ، بيروت‌ : دار الاضواء ، ج‌ 2 ، ص‌ 122)

 
39. حضرت‌ فاطمه‌ ( عليه‌ السلام‌ ) به‌ زن‌ مؤمنه‌اى‌ كه‌ در يك‌ بحث‌ دينى‌ و عقيدتى‌ بر زنى‌ فاسد و از دشمنان‌ اهل‌ بيت‌ ، غلبه‌ كرده‌ و بسيار خوشحال‌ شده‌ بود ، فرمود :
" همانا شادى‌ فرشتگان‌ در غلبه‌ تو بر آن‌ زن‌ معاند ، بيش‌ از شادى‌ توست‌ ، و اندوه‌ و نگرانى‌ شيطان‌ و دوستان‌ شيطان‌ در اين‌ شكست‌ ، بيشتر و شديدتر از آن‌ زن‌ شكست‌ خورده‌ است‌ " .
(بحار الانوار ، ج‌ 2 ، ص‌ 8)

 
40. آنگاه‌ كه‌ در روز قيامت‌ برانگيخته‌ شوم‌ ، از گناهكاران‌ امت‌ پيامبر ( صلى‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ ) شفاعت‌ خواهم‌ كرد .
(احقاق‌ الحق‌ ، ج‌ 10 ، ص‌ 367)

 
41. اگر به‌ آنچه‌ به‌ شما امر مى‌كنيم‌ عمل‌ مى‌كنى‌ و از آنچه‌ شما را برحذر مى‌داريم‌ دورى‌ مى‌كنى‌ ، از شيعيان‌ ما مى‌باشى‌ ، والا هرگز .
(بحار الانوار ، ج‌ 68 ، ص‌ ص‌ 155)

 
42. شيعيان‌ ما از بهترين‌ افراد اهل‌ بهشتند ، و همه‌ دوستان‌ ما و دوستان‌ دوستان‌ ما و دشمنان‌ دشمنان‌ ما و كسى‌ كه‌ با قلب‌ و زبان‌ تسليم‌ ما اهل‌ بيت‌ شده‌ ، در صورتى‌ كه‌ از اوامر ما سرپيچى‌ كنند و نواهى‌ و موارد پرهيز را محترم‌ نشمرند ، از شيعيان‌ واقعى‌ ما نخواهند بود ، با اين‌ حال‌ جايگاهشان‌ در بهشت‌ خواهد بود ، ولى‌ بعد از پاك‌ شدن‌ از گناهان‌ به‌ وسيله‌ بلاها و مصيبتها در دنيا ، يا تحمل‌ مشكلات‌ و شدائد روز قيامت‌ و يا قرار گرفتن‌ اندك‌ زمانى‌ در طبقات‌ بالاى‌ جهنم‌ و چشيدن‌ عذاب‌ ، تا اينكه‌ ما به‌ خاطر دوستى‌شان‌ با ما نجاتشان‌ داده‌ و آنان‌ را به‌ پيشگاه‌ خودمان‌ انتقال‌ خواهيم‌ داد .
(بحار الانوار ، ج‌ 68 ، ص‌ 155)

 
43.پيامبر گرامى‌ اسلام‌ ( صلى‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ ) حوادث‌ تلخ‌ آينده‌ را براى‌ حضرت‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) توضيح‌ داد و به‌ شهادت‌ حضرت‌ ابا عبدالله‌ الحسين‌ ( عليها السلام‌ )
اشاره‌ كرد . حضرت‌ فاطمه‌ ( عليها السلام‌ ) فرمود : " اى‌ پدر ! چه‌ كسى‌ فرزندم‌ و نور چشم‌ و ميوه‌ دلم‌ ، حسين‌ ( عليه‌ السلام‌ ) را شهيد مى‌كند " ؟ فرمود : " بدترين‌ افراد امت‌ من‌ ". حضرت‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) پرسيد : " اى‌ پدر سلام‌ مرا به‌ حضرت‌ جبرئيل‌ برسان‌ و از او بپرس‌ كه‌ در كجا حسين‌ مرا شهيد مى‌كنند " ؟
رسول‌ خدا ( صلى‌ الله‌ عليه‌ و اله‌ ) فرمود : " در سرزمينى‌ كه‌ به‌ آن‌ كربلا مى‌گويند ".
پس‌ حضرت‌ فاطمه‌ ( عليها السلام‌ ) فرمود : ! اى‌ پدر در برابر خواسته‌هاى‌ خدا تسليم‌ و راضى‌ام‌ و به‌ خدا توكل‌ كرده‌ام‌ " .
(نهج‌ الحياة‌ ، ص‌ 208)

 
44. يكى‌ از زنان‌ مدينه‌ خدمت‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) رسيد و گفت‌ : مادر پيرى‌ دارم‌ كه‌ در مسايل‌ نماز سؤالاتى‌ دارد و مرا فرستاده‌ است‌ تا مسايل‌ شرعى‌ نماز را از شما
بپرسم‌ . حضرت‌ زهرا فرمود : بپرس‌ . و آنگاه‌ مسايل‌ فراوانى‌ مطرح‌ كرد و پاسخ‌ شنيد. در ادامه‌ پرسشها آن‌ زن‌ خجالت‌ كشيد و گفت‌ : اى‌ دختر رسول‌ خدا بيش‌ از اين‌ نبايد
شما را به‌ زحمت‌ اندازم‌ .
حضرت‌ فاطمه‌ ( عليها السلام‌ ) فرمودند : " باز هم‌ بيا و آنچه‌ سؤال‌ دارى‌ بپرس‌ ، آيا اگر كسى‌ را روزى‌ اجير نمايند كه‌ بار سنگينى‌ را به‌ بام‌ بالا ببرد و در مقابل‌ صد هزار دينار طلا مزد بگيرد ، چنين‌ كارى‌ براى‌ او دشوار است‌ " ؟ گفت‌ : خير . حضرت‌ ادامه‌ دادند : " من‌ هر مسأله‌اى‌ را كه‌ پاسخ‌ مى‌دهم‌ ، بيش‌ از فاصله‌ بين‌ زمين‌ و عرش‌ گوهر و لؤلؤ پاداش‌ مى‌گيرم‌ ، پس‌ سزاوارتر است‌ كه‌ بر من‌ سنگين‌ نيايد . "
(بحار الانوار ، ج‌ 2 ، ص‌ 3)
 
45. اى‌ ابا الحسن‌ ، در همين‌ ساعت‌ به‌ خواب‌ رفتم‌ ، پس‌ محبوبم‌ رسول‌ خدا را در قصرى‌ از مرواريد سفيد ديدم‌ . چون‌ مرا ديد ، فرمود : دخترم‌ ! به‌ نزد من‌ بشتاب‌ كه‌ سخت‌ مشتاق‌ توام‌ . بى‌صبرانه‌ پاسخ‌ دادم‌ : سوگند به‌ خدا پدر جان‌ ، اشتياق‌ من‌ براى‌ زيارت‌ شما شديدتر است‌ . در اين‌ هنگام‌ پدرم‌ فرمود : تو امشب‌ در پيش‌ ما خواهى‌ بود . على‌ جان‌ ! رسول‌ خدا آنچه‌ وعده‌ دهد راست‌ است‌ و به‌ آنچه‌ عهد و پيمان‌ بندد وفا مى‌كند .
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 179)

 
46. فرزندانم‌ ديشب‌ را گرسنه‌ به‌ روز آوردند ، فرزند كوچك‌ من‌ " حسين‌ " در ميدان‌ جنگ‌ كشته‌ مى‌شود . در كربلا فرزندم‌ را با حيله‌ و تزوير شهيد مى‌كنند ، واى‌ و نكبت‌ و عذاب‌ بر قاتلانش‌ باد .
(بحار الانوار ، ج‌ 35 ، ص‌ 239)

 
47 از دنياى‌ شما سه‌ چيز محبوب‌ من‌ است‌ : 1 - تلاوت‌ قرآن‌ 2 - نگاه‌ به‌ چهره‌ رسول‌ خدا ( صلى‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ ) 3 - انفاق‌ در راه‌ خدا
(نهج‌ الحياة‌ ، ص‌ 271)

 
48. اى‌ ابا الحسن‌ ( على‌ عليه‌ السلام‌ ) ! همانا رسول‌ خدا ( صلى‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ ) با من‌ پيمان‌ بسته‌ و خبر داده‌ است‌ كه‌ من‌ اول‌ كسى‌ خواهم‌ بود كه‌ به‌ آن‌ حضرت‌ مى‌پيوندم‌ و گريزى‌ از آن‌ نيست‌ . پس‌ على‌ جان‌ ، در برابر اوامر و فرمان‌ و خواست‌ خداوند بزرگ‌ ، بردبار و به‌ حكم‌ او راضى‌ باش‌ .
(نهج‌ الحياة‌ ، ص‌ 233)

 
49. تلاوت‌ كننده‌ سوره‌هاى‌ حديد و واقعه‌ و الرحمن‌ ، در آسمانها و زمين‌ اهل‌ بهشت‌ خوانده‌ مى‌شود .
(كنز العمال‌ ، ج‌ 1 ، ص‌ 582)

 
50. در سر سفره‌ غذا ، دوازده‌ دستور العمل‌ ارزشمند وجود دارد كه‌ سزاوار است‌ هر مسلمانى‌ آنها را بشناسد . چهارتاى‌ آن‌ واجب‌ و چهارتاى‌ آن‌ مستحب‌ و چهارتاى‌ آن‌
نشانه‌ ادب‌ است‌ .
چهار دستور العمل‌ واجب‌ عبارتند از 1- شناخت‌ و معرفت‌ پروردگار ( كه‌ نعمت‌ها از اوست‌ ) 2- راضى‌ به‌ نعمت‌هاى‌ خدا بودن‌ 3- گفتن‌ " بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحيم‌ " در آغاز غذا 4- شكر و سپاسگذارى‌ خدا . و چهار دستور العمل‌ مستحب‌ عبارتند از : 1- وضو گرفتن‌ قبل‌ از غذا 2- نشستن‌ به‌ جانب‌ چپ‌ 3- در حال‌ نشسته‌ غذا خوردن‌ 4- غذا خوردن‌ با سه‌ انگشت‌ . و اما چهار دستورالعملى‌ كه‌ نشانه‌ ادب‌ است‌ : 1- از آنچه‌ در پيش‌ روى‌ شماست‌ بخوريد 2- لقمه‌ها را كوچك‌ برداريد 3- غذا را خوب‌ بجويد و با شدت‌ نرم‌ كنيد 4- كمتر در صورت‌ ديگران‌ هنگام‌ غذا خوردن‌ بنگريد .
(عوالم‌ العلوم‌ للعلامة‌ البحراني‌ ، ج‌ 11 ، ص‌ 629)

 
51. روزى‌ پدرم‌ رسول‌ خدا " كه‌ درود خدا بر او و خاندان‌ او باد " به‌ على‌ ( عليه‌ السلام‌ ) نگاه‌ كرد و سپس‌ با اشاره‌ به‌ او فرمود : اين‌ مرد و پيروان‌ او در بهشتند .
(ينابيع‌ المودة‌ ، ص‌ 257)

 
52. رسول‌ گرامى‌ اسلام‌ " كه‌ درود خدا بر او و خاندان‌ او باد " به‌ على‌ ( عليه‌ السلام‌ ) فرمود : اى‌ ابا السحن‌ همانا تو و پيروان‌ تو در بهشت‌ موعود خواهيد بود .
(نهج‌ الحياة‌ ، ص‌ 326)

 
53. حضرت‌ فاطمه‌ زهرا ( عليها السلام‌ ) فرمود : پيامبر گرامى‌ اسلام‌ (ص‌) فرمودند : فاطمه‌ پاره‌ تن‌ من‌ است‌ ، پس‌ هر كه‌ او را بيازارد مرا آزرده‌ است‌ .
(بحار الانوار ، ج‌ 28 ، ص‌ 303)

 
54. در خدمت‌ مادر باش‌ ، زيرا بهشت‌ زير پاى‌ مادران‌ است‌ .
(نهج‌ الحياة‌ ، ص‌ 312)

 
55.حسن‌ جان‌ ! مانند پدرت‌ على‌ (ع‌) باش‌ و ريسمان‌ را از گردن‌ حق‌ بردار خداى‌ احسان‌ كننده‌ را پرستش‌ كن‌ و با افراد دشمن‌ و كينه‌توز دوستى‌ مكن‌
(بحار الانوار ، ج‌ 43 ، ص‌ 286)

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 7:18 قبل از ظهر ] [ علی شاهبداقی ]


زیارت امام زمان (عج) در روز جمعه 



اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حُجَّةَ اللّهِ فى اَرْضِهِ
سلام بر تو اى حجت خدا در روى زمین

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَیْنَ اللّهِ فى خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نُورَ اللّهِ الَّذى
سلام بر تو اى دیده بان (یا دیده ) خدا در میان خلق سلام بر تو اى نور خدا كه

یَهْتَدى بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَ یُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا
راه جویان بدان راهنمایى شوند و به وسیله او از كار مؤ منان گشایش شود سلام بر تو اى

الْمُهَذَّبُ الْخاَّئِفُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْوَلِىُّ النّاصِحُ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ
پاك پروریده ترسان (از دشمن ) سلام بر تو اى سرپرست خیرخواه سلام بر تو

یا سَفینَةَ النَّجاةِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَیْنَ الْحَیاةِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ
اى كشتى نجات سلام بر تو اى چشمه حیات سلام بر تو باد

صَلَّى اللّهُ عَلَیْكَ وَ عَلى آلِ بَیْتِكَ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ
درود خدا بر تو و بر خاندان پاك و پاكیزه ات باد سلام بر تو

عَجَّلَ اللّهُ لَكَ ما وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ ظُهُورِ الاْمْرِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا
خدا شتاب كند در وعده یارى تو و پیروزى كارت سلام بر تو اى

مَوْلاىَ اَنَا مَوْلاكَ عارِفٌ بِاُولیكَ وَ اُخْریكَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللّهِ تَعالى
سرور من ، و من دوست تو و بیناى به آغاز و انجام كارت هستم و به سوى خداى تعالی

بِكَ وَ بِآلِ بَیْتِكَ وَ اَنْتَظِرُ ظُهُورَكَ وَ ظُهُورَ الْحَقِّ عَلى یَدَیْكَ وَ اَسْئَلُ
بوسیله تو و خاندانت تقرب جویم و منتظر ظهور تو و پیروزى حق بدست تو هستم و از خدا مى خواهم

اللّهَ اَنْ یُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ یَجْعَلَنى مِنَ الْمُنْتَظِرینَ
كه درود فرستد بر محمد و آل محمد و مرا در زمره منتظران

لَكَ وَالتّابِعینَ وَالنّاصِرینَ لَكَ عَلى اَعْداَّئِكَ وَالْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ
و پیروان تو قرار دهد و در زمره یاوران تو در برابر دشمنانت و كسانى كه در پیش رویت در میان

یَدَیْكَ فى جُمْلَةِ اَوْلِیاَّئِكَ یا مَوْلاىَ یا صاحِبَ الزَّمانِ صَلَواتُ اللّهِ
دوستانت شربت شهادت مى نوشند اى مولاى من اى صاحب الزمان درود خدا

عَلَیْكَ وَ عَلى آلِ بَیْتِكَ هذا یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ یَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فیهِ
بر تو و بر خاندانت ، امروز روز جمعه است و آن روز تو است كه انتظار

ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فیهِ لِلْمُؤْمِنینَ عَلى یَدَیْكَ وَ قَتْلُ الْكافِرینَ بِسَیْفِكَ
ظهور تو در آن روز و انتظار فرج مؤ منان بدست تو و كشتار كافران بوسیله شمشیر تو

وَ اَنَا یا مَوْلاىَ فیهِ ضَیْفُكَ وَ جارُكَ وَ اَنْتَ یا مَوْلاىَ كَریمٌ مِنْ اَوْلادِ
در این روز مى رود و من اى آقاى من در این روز میهمان تو و پناهنده ات هستم و تو اى سرور من بزرگوارى از فرزندان

الْكِرامِ وَ مَأمُورٌ بِالضِّیافَةِ وَ الاِْجارَةِ فَاَضِفْنى وَ اَجِرْنى صَلَواتُ اللّهِ
بزرگواران هستى و به میهمان نوازى و پناه دادن ماءمورى پس مرا بنواز و پناهم ده درود خدا

عَلَیْكَ وَ عَلى اَهْلِ بَیْتِكَ الطّاهِرینَ
بر تو و بر خاندان طاهرینت باد
[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 11:20 قبل از ظهر ] [ علی شاهبداقی ]

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم) به حضرت علي ( عليه السلام ) فرمودند

اِذا رَأَيتَ  النّاسَ يَشتَغِلونَ بِالفَضائِلِ فَاشتَغِل اَنتَ بِاِتمامِ الفَرائِضِ                  

هر گاه ديدي مردم به مستحبّات اشتغال دارند، تو به كامل ساختن واجبات بپرداز؛

وَ  اِذا  رَأَيتَ  النّاسَ  يَشتَغِلونَ بِعَمَلِ الدُّنيا   فَاشتَغِل اَنتَ بِعَمَلِ الآخِرَةِ                

و هر گاه ديدي مردم به كار دنيا مشغولند، تو به كار آخرت مشغول شو؛

وَ  اِذا  رَأَيتَ  النّاسَ  يَشتَغِلونَ بِعيوبِ النّاس   فَاشتَغِل اَنتَ بِعُيوبِ نَفسِكِ          

و هر گاه ديدي مردم به عيبهاى ديگران پرداخته‏اند، تو به عيبهاى خود بپرداز؛

وَ  اِذا  رَأَيتَ  النّاسَ  يَشتَغِلونَ بِتَزيينِ الدُّنيا   فَاشتَغِل اَنتَ بِتَزيينِ الآخِرَةِ           

و هر گاه ديدي مردم به آراستن دنيا اشتغال دارند، تو به آراستن آخرت مشغول شو؛

وَ  اِذا  رَأَيتَ  النّاسَ  يَشتَغِلونَ بِكثرةِ العمل   فَاشتَغِل اَنتَ بِصَفوَةِ العَمَلِ            

و هر گاه ديدي مردم به عمل فراوان مشغولند، تو به عمل خالص بپرداز؛

وَ  اِذا  رَأَيتَ  النّاسَ  يَتَوَسِّلونَ بِالخَلقِ   فَتَوَسَّل اَنتَ  بِالخالِقِ                               

و هر گاه ديدي مردم به خلق توسّل مى‏جويند، تو به خالق توسّل بجوى.

 الحِكمُ الزاهرة، مترجم: انصارى،  ص 749

[ سه شنبه یازدهم بهمن 1390 ] [ 7:22 قبل از ظهر ] [ علی شاهبداقی ]

مزیت طرح 6-3-3 در نظام آموزشی چیست؟!

 


هنگامه طاهری: این که بالاخره طرح 6-3-3 در نظام آموزشی ما از ابتدای مهر ماه به اجرا در می آید قطعی است.اما مزیت طرح 6-3-3 چیست؟ سوالی که دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش به خبرنگار ما پاسخ می دهد.

 نوید ادهم دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش با صراحت به خبرنگارما در این باره می گوید: در دبیرستان دو گروه تحت عنوان گروه اول و دوم متوسطه و در دو محیط مختلف آموزشی خواهیم داشت.

وی همچنین یادآور شد که فعلا تغییراتی در کتب آموزشی این گروهها صورت نمی گیرد.

اما از گوگل که جستجو می کنیم تا اطلاعات بیشتری درباره این خبر بیابیم با صحبتهای دکتر علی عباسپور مواجه می شویم که انگار از مخالفان سر سخت اجرای این طرح است.

یکی از سایتهای خبری از قول وی آورده: "دکتر علی عباسپور، رئیس کمیسیون آموزش ، موضع تندی نسبت به اقدام حاجی بابایی در اعلام زمان اجرای نظام آموزشی جدید گرفته و با صراحت اعلام کرده است «وزارت آموزش و پرورش بر خلاف وعده‌های وزیر نمی‌تواند این نظام را از سال آینده اجرایی کند".

در همین سایت از قول دکتر عباسپور آمده:"وزیر آموزش و پرورش مرتب در رسانه ها از اجرای نظام 6- 3 - 3 از ابتدای مهر ماه سال آینده سخن می گوید، در حالی که در سند تحول آموزش و پرورش که به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده به هیچ وجه نظام 6- 3- 3 به تصویب نرسیده است."

این در حالی است که در سایت شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام شده:" با توجه به اظهارات غیرمسئولانه برخی افراد در رسانه‌ها پیرامون عدم تصویب نظام آموزشی 3-3-6 در شورای عالی انقلاب فرهنگی بدین وسیله اعلام می‌گردد اصل نظام آموزشی 3-3-6 در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده و بر اساس سند تحول آموزش و پرورش اجرای آن برعهده وزارت آموزش و پرورش و شورای عالی آموزش و پرورش گذاشته شده است. "

بنا بر اطمینان در خصوص اجرای نظام جدید آموزشی این پرسش برایمان مطرح است که چگونه دانش آموزان از سن 12 یا 13 سالگی که به اصطلاح وارد دبیرستان می شوند ، در کنار دانش آموزان 17 ساله و در یک محیط آموزشی به تحصیل می پردازند و از لحاظ اخلاقی هم تاثیر نمی پذیرند؟

بدین ترتیب ما دو گروه در دوره دبستان و دو گروه در دوره دبیرستان خواهیم داشت که فقط کتب دوره دبستان تغییر خواهد کرد.اما شرایط تقسیم بندی و محیط آموزشی در دبیرستان و راهنمایی به شکل قبل خواهد بود!

نوید ادهم درباره این که تداخل دوره راهنمایی و دبیرستان با این توصیف چه مزیتی دارد، تنها به حذف پیش دانشگاهی از دوره دبیرستان اشاره کرد

[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 7:27 قبل از ظهر ] [ علی شاهبداقی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ؛
بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند،‌ انتظار فرج و گشایش است.
امکانات وب

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

كد عكس تصادفی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

www.shereno.com
استخاره آنلاین با قرآن کریم